واکاوی پدیدارشناسانه جامعه پذیری طلاق
کلمات کلیدی:
طلاق, جامعهپذیری, خانواده, روش کیفی , گرندتئوریچکیده
هدف پژوهش حاضر، تحلیل پدیدارشناسانه جامعه پذیری طلاق در جنوب استان فارس است. این مطالعه به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسانه انجام شد؛ برای گردآوری دادهها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. 14 زن و مرد مطلقه به روش نمونهگیری هدفمند به عنوان حجم نمونه، انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری استفاده شد. یافتههای پژوهش حاضر به این صورت بود که، در مرحله كدگذاری باز، به دادههای خام برچسب مفهومی زده و سپس آنهایی كه با هم مشترك بودند در یك مقوله نامگذاری شدند. در مرحلهی كدگذاری محوری، مقولههای به دستآمده در کدگذاری باز ذیل مقولههای کلیتر قرار گرفتند که عبارتند از: ازدواج یک تعهد مادامالعمر، شکسته شدن فرضیات، بازسازی زندگی و سازگاری با طلاق، حمایت خانواده و دوستان، افزایش کنترل و کاهش استقلال، عدم امنیت اجتماعی، همسانگزینی در معاشرت، طرداجتماعی، عدم امنیت شغلی، خانواده به عنوان منبعی برای پذیرش طلاق، تخلیه هیجانی، پیوند با معنویت، فرزندان به عنوان هدف زندگی پس از جدایی و تابآوری اجتماعی. سپس درمرحلهی كدگذاری انتخابی همهی مقولات در یك مقوله اصلی تحت عنوان «جامعهپذیری طلاق» نامگذاری گردید. در نهایت، بر اساس تجربهی زیستهی افراد مورد مطالعه میتوان گفت، دو بستر کلان (اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) از یک طرف و دو بستر میانی و خرد (فردی و تعاملی) از سوی دیگر زمینههای بروز طلاق میباشند.
دانلودها
